نماز- قسمتی از یک کتاب در مورد حضور قلب در نماز2

تاریخ: 27/12/1392 ساعت: 20:43 بازدید: 55 نویسنده: فیاض آقایی

ديدگاه مولى مهدى نراقى در حضور قلب 

در كتاب  ديدگاه علامه محقق مولى مهدى نراقى است كه‏اين چنين آغاز می ‏شود: نماز معجونى آسمانى و تركيبى الهى است كه از اجزاى بسيار،مركب است، اين اجزا در فضيلت و اهتمام به آن‏ها متفاوت ‏اند.بعضى از آن‏ها به منزله روح است و بعضى به مثابه اعضاى رئيسه وبعضى در حكم ديگر اعضا. 
انسان - مثلا- چون حقيقتى است مركب از اجزاى معين، موجودى كامل نمی ‏باشد، مگر به معناى باطنى كه همان روح است و روح آن حضور قلب است. 



در ادامه به بيان شرايط و معانى باطنى كه روح و حقيقت نمازاست پرداخته و آمده است: روشن است كه امور مذكور حقيقت و روح نماز و نيز مقصود اصلى ازآن هستند. زيرا غرض اصلى از عبادات و طاعات، پالايش نفس و روشن و صافى كردن جان است، پس هر عملى كه تاثير آن در صفا دادن وشفاف ساختن دل بيشتر باشد، برتر است و شكى نيست كه آن‏چه موجب صفا و جلاى نفس و تجرد و زدودگى آن از كدورت‏ها می ‏شود جز امور مذكور نيست و حركات ظاهرى چندان مدخليتى در صفاى آن‏ها ندارد، چگونه حضور قلب و خشوع، روح نماز نباشد و كمال نماز به بسته نباشد و حال آن كه نمازگزار در نماز و دعاى خود در مقام مناجات ‏با پروردگار است؟ 
در ادامه بحث مرحوم نراقى، احاديثى درباره حالات ائمه اطهارعليهم السلام در نماز ذكر شده و پس از آن آمده است: با توجه به آن‏چه از كيفيت نماز انبيا و اوليا دانستى و آن‏گاه نماز خود و نماز مردم را ملاحظه كردى، پى می ‏برى كه مردم در نماز بر چند قسم‏اند: 
1. غافلانى كه نماز خويش به پايان می ‏برند، در حالى كه يك لحظه حضور قلب ندارند. 
2. كسانى كه در بخشى از نماز خود غفلت و در بخشى ديگر حضورقلب دارند اين‏ها نيز به حسب يا زيادى حضور قلب و غفلت و فزونى يكى بر ديگرى مختلفند، و مراتب آن‏ها نامتناهى است. 
3. آنان كه نماز خود را تمام می كنند و دلشان لحظه‏اى غايب نيست، بلكه در همه نماز خود حضور قلب دارند و همه همت و انديشه ايشان نماز است، به‏ طورى كه آن‏چه نزد آنان می ‏گذرد احساس نكنند، چنان كه مولاى ما امير مومنان (ع) بيرون كشيدن پيكان ازپاى مبارك را احساس نكرد. اين بخش با بيان پاسخ به يك اشكال پايان می ‏پذيرد. 
كتاب ديدگاه محدث و فقيه بزرگ شيعه آيه الله ‏سيد عبد الله شبر است. 
حضور قلب از ديدگاه ميرزا جواد آقا ملكى (ره) 
بحث بعدى كتاب ديدگاه عارف بزرگ و فقيه سترگ، آيه الله ميرزاجواد آقا ملكى تبريزى است كه در بخش نهم کتاب جاى گرفته است. 
ايشان پس از آيات و رواياتى كه بيان‏گر حقيقت نماز است‏ می ‏فرمايد: با ملاحظه آن‏چه روايت شده، تشريع نماز در معراج پيامبر (ص)بوده و عروج آن بزرگوار به وسيله اجزاى نماز بوده؛ و هم‏چنين آن‏چه كه درباره نماز انبيا و ائمه عليهم السلام از آن حالات عالى رسيده، و آن رواياتى كه می ‏گويد: ذات اقدس حق نزد تمامآجزاى افعال و اذكار نماز بنده مومن است؛ و براى نماز چهار هزار باب است؛ و نماز ستون دين است كه اگر قبول شد بقيه اعمال هم قبول خواهد شد و اگر رد شد بقيه هم رد می ‏شود؛ و اين كه نام نماز و اجزاى آن در كتب الهى و سنت انبيا آمده، تمام اين‏ها به حكم عرف و لغت بهترين دليل بر اين حقيقت است كه مراد از نماز، تنها صورت ظاهرى بدون توجه به حقيقت آن نيست. 
اين عارف بزرگ سپس به بحث «عوامل تحقق حقيقت نماز» پرداخته آن‏گاه فرموده است: سبب پيدايش حضور قلب، همت آدمى است، زيرا قلب، تابع همت واراده بوده و اگر همت تو نماز باشد، قلبت هم در نماز حاضرخواهد بود؛ ولى اگر همتت در پى‏چيز ديگرى باشد، قلبت هم ازنماز غافل و نزد همان چيز خواهد بود؛ چون خداوند براى هيچ كس دو قلب قرار نداده است. براى احضار قلب در نماز، راهى جز اين‏كه همتت را متوجه نماز سازى نيست، زيرا همواره همت انسان متوجه امرى می ‏شود كه خيرى در آن گمان داشته باشد و آن را مايه سعادت خود بداند. لذا حضور قلب در هنگام نماز، تابع ايمان انسان به حقيقت نماز و اين كه نماز از همه اعمال بهتر و برتر است، می ‏باشد. 
در جاى ديگر اين بحث آمده است: بهترين و كامل‏ترين نوع حضور قلب اين است كه قلب نمازگزار درتمام اعمال و گفتار و اذكار نماز متوجه همان عمل و قول باشد ومراعات حضور پروردگارش را كند و متوجه باشد كه اين اعمال رادر حضور او ادا می ‏كند تامل و تفكر درباره جزيى از نماز، او را از توجه به آن جز كه مشغول انجام آن است باز ندارد و در هنگام انجام هر عملى يا اداى هر ذكرى به فكر آن عمل و يا ذكر باشد و بداند كه در آن لحظه، انجام آن جز از نماز و اداى آن ذكر از او خواسته شده و از خدا بخواهد كه او را كمك كند تا آن جز را همان‏گونه كه از او خواسته انجام دهد. 
ايشان در قسمتى ديگر از مقاله خود می ‏نويسد: آن كس كه باطنش بر محبت دنيا سرشته شده و هم‏اش پيوسته در پی ‏تحصيل دنيا و اشتغال به حفظ و تكميل آن است، آن هم نه به حد ضرورت، بلكه به خاطر محبت و لذت - كه دنياى مذموم هم همين دنياست كه آدمى را از ذكر و ياد خدا باز مى‏دارد- چنين كسى نبايد انتظار داشته باشد كه طعم محبت خدا را بچشد و لذت مناجات با او را آن‏چنان كه زاهدان در نماز و ديگر عبادات وطاعات خود می ‏چشند، دريابد. 
زيرا كسى كه از كسب دنيا خوشحال شود، قطعا از توجه به خدا و مناجات با او خوشحال و مسرور نخواهد شد، همت آدمى متوجه چيزى است كه دلباخته و علاقه‏ مند به آن باشد، اگر دلباخته دنيا باشد، همتش هم در پى آن است و اگر علاقه‏ مند به نماز باشد، همتش نيز متوجه آن خواهد بود و علاج كامل همين است. 
كتاب قسمت سوم از ديدگاه حضرت امام خمينى (ره) است كه در ابتداى آن آمده است: بر ارباب بصيرت و معرفت و مطلع بر اسرار اخبار اهل بيت عصمت وطهارت عليهم السلام پوشيده نيست كه روح عبادت و تمام و كمال آن به حضور قلب و اقبال آن است، هيچ عبادتى بدون آن مقبول درگاه احديت و مورد نظر لطف و رحمت نشود و از درجه اعتبار ساقط است. 
ادامه بحث درباره بيان حضور قلب اجمالى و تفصيلى است، پس از بيان حضور قلب اجمالى چنين آمده: مرتبه دوم از حضور قلب، حضور قلب در عبادت است تفصيلا، و آن، چنان است كه قلب عابد در جميع عبادت حاضر باشد و بداند كه حق را به چه توصيف مى‏كند و چطور مناجات می ‏كند. از براى آن مراتب و مقاماتى بسيار متفاوت است، حسب تفاوت مقامات قلوب و معارف عابدان. 
و بايد دانست كه احاطه تفصيليه به اسرار عبادات و كيفيت مدح وثناى به هر يك، براى احدى جز كمل اصفيا به طريق افاضه و وحی ‏الهى ممكن نيست. و ما اينجا به طريق اجمال، مراتب كليه آن را بيان می ‏كنيم. 
امام راحل (ره) سپس به بيان چهار گروه از نمازگزاران پرداخته و در مورد گروه چهارم فرموده است: و اين طايفه، از اهل شهود و كشف، حضور قلبشان در عبادت، عبارت از آن است كه جميع حقايقى را كه صورت عبادات كاشف آن‏ها است، واسرارى را كه اوضاع و اقوال عبادات مظاهر آن‏ها است، بالعيان مشاهده كنند، پس در وقت تكبيرات افتتاحيه، كشف حجب سبعه برآن‏ها گرديده و خرق آن را نمايند؛ و در تكبير آخر، كشف سبحات ‏جلال و جمال بر آن‏ها گرديده به مناسبت قلوب آن‏ها؛ با استعاذه‏از شيطان قاطع طريق و جلوه اسم‏الله الجامع، وارد محامد گردند. 
چنان‏چه اشاره‏اى به آن در محل خود بيايد، ان شاء الله. 
در پايان، زير عنوان «امورى كه به تحصيل حضور قلب كمك می ‏كند» آمده است: و آن در نماز امورى چند است كه پس از اين در مواقع خود بعض ازآن را ذكر می ‏كنيم و اكنون به طريق كلى براى مطلق عبادات علاجى ذكر می ‏كنيم و آن اين است كه انسان شواغل داخليه و خارجيه راكه مهم‏تر از همه شواغل قلبيه است، قطع كند. شواغل قلبيه سبب عمده يا منحصرش حب دنيا و هم آن است. اگر انسان هم‏اش تحصيل دنيا و مهم‏اش رسيدن به زخارف آن باشد، البته قلب فطرتا متوجه به آن می ‏شود و شغل شاغلش آن می ‏شود.

 

 

منبع :
 کتاب حضور قلب در نماز از ديدگاه عالمان ربانى و عارفان الهى
به اهتمام محمد بديعى 256 صفحه، وزيرى، چاپ دوم، بهار 1378،انتشارات تشيع، قم 

 


موضوعات:راهكارهای ایجاد حضور قلب در نماز ,

بر چسب: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
قسمتی-از-یک-کتاب-در-مورد-حضور-قلب-در-نماز2 قسمتی-از-یک-کتاب-در-مورد-حضور-قلب-در-نماز2 قسمتی-از-یک-کتاب-در-مورد-حضور-قلب-در-نماز2 قسمتی-از-یک-کتاب-در-مورد-حضور-قلب-در-نماز2 قسمتی-از-یک-کتاب-در-مورد-حضور-قلب-در-نماز2 امتیاز : 105 دیدگاه(0)